خطوات الشیطان

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:شنبه 29 مرداد 1390-11:49 ق.ظ

در شب میلاد امام زمان أ چند سالی است به بهانه آن حضرت در کوی و برزن پایکوبی می کنند و در ملا عام گناه. این چه شادی ایست!؟ این چه رسمیست؟ از پشت خنجر زدن است. این مطلب را هم در مرداد 89 پس از مشاهده بسیاری از نوجوانان و جوانان که به خیال خود ثواب می گردند نوشتم اما چه ثوابی؟ این همان "خطوات الشیطان" است...!

اسلام انسان را موجودی با کرامت و دارای ارزش فوق العاده می ‏داند و بر این مبناست که او باید همت خود را مصروف کمال خواهی نماید و از اعمالی که برای این هدف مانع ایجاد می‏کند دوری کند.

اعیاد ماه عزیز شعبان امسال نیز با بوی غربتش بدون حضور صاحب اصلیش گذشت و همچنان میهمان اصلی این جشن ‏ها غایب مانده است.

شب نیمه شعبان که در روایات و متون اسلامی بعد از شب قدر برترین شب ‏های سال نام برده شده نیز سپری شد و ما به ظاهر منتظر بودیم، شاید برای شاد بودن، شاد نمودن به دنبال بهانه ‏ای بودیم، نیمه شعبان فرصت مناسبی بود که شادی کنیم از آمدن آن ذخیره الهی به این جهان و ناراحت باشیم از حجاب غیبت آن بعد از 1176 سال .

از هر کوچه و برزنی صدایی می ‏آید، اگر خوب گوش دهید صدا از جنس فراق است، عده ‏ای ساعت 22 دعا می‏ خوانند، عده ‏ای 1000 صلوات می ‏فرستند، عده‏ ای در محفل خود شربت و شیرینی می‏ دهند، عده ‏ای نیز به آن بهانه اجناس مغازه ‏شان را حراج می‏ کنند، صدایی نیز می ‏آید، صدای مولودی، مدیحه‏ سرایی، صدای قریب غربت آن یار.

همه دوستش دارند، با اینکه ندیدندش، یکی صدای ضبط اتومبیلش را زیاد می ‏کند و در خیابانها به بهانه ‏ای پرسه می‏ زند، یکی بالای صندلی و میکروفن به دست عده ‏ای را به بهانه ‏ای دور خود جمع کرده و می ‏خواند، یکی نذر شیرینی و شربت کرده است و صدای خواننده مبتذل غربی را نیز پخش می‏ کند، عده ‏ای می ‏رقصند و می ‏رقصانند و می ‏دانند می ‏رقصند، همه با بهانه ‏ای شادند ولی بی آن بهانه.

شنیدم ساعت 2 بامداد اهالی کوچه ‏ای از محله برای متفرق کردن رقاصان منتظر با بهانه، متوسل به نیروی انتظامی شدند، شنیدم در محفلی مشروب سرو کردند، چمن‏ های پارک از شرمندگی او زیر پاها له می ‏شوند، برگ‏ ها از سنگینی گناهی که زیر سایه‏ شان می‏ انجامد سرشان به زیر افتاده و خجلت زده‏اند.

مگر گناه نکردن مومن شادی نیست؟! مگر شوق دیدار غایب شادی بخش نیست؟! مگر نماز اول وقت مسرت‏ بخش نیست؟! مگر بدون رقص و آهنگ نمی ‏شود فهماند که شادیم، اگر آن بهانه اوست پس چرا گناه، چه مظلوم است آن بهانه، آن غایب سفرکرده که فرمود اگر مرا دوست دارید عملی انجام ندهید که در آن معصیت الهی باشد.

قطعه‏ ای گمشده از پر پرواز کم است

یازده بار شمردیم یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دوشنبه 7 شهریور 1390 04:19 ب.ظ
جالب بود


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic