ایستگاه ساده افطاری

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:سه شنبه 25 مرداد 1390-09:38 ق.ظ

در پایان ماه مبارک رمضان سال 88 چند سطری از فراق ماه میهمانی خدا نوشتم. خواندنش خالی از لطف نیست، بهر حال امیدوارم در چند روزی که تا پایان ماه مبارک فرصت هست بتونیم از  این ماه استفاده کامل را ببریم.

تمام شد و رفت...! تا شاید ببینیم آمدنش را، باشیم یا نباشیم، روزه بابی بود از ابواب كسب فیض الهی كه خدا یك ماهی آن را بر ما كریمانه گشوده بود. ولی حیف، خودم را میگویم استفاده نكردم، این خاصیت دنیاست محال است استفاده كامل ببریم؛ ولی خدای كریم خیلی راه‏ها رو به ما یاد داده كه این امكان رو میده تا روزهای كه میگیریم فقط یه روزهای كه نخوردن و نیاشامیدنه نباشه؛ مثلا فرموده اگه یه آیه از قرآن رو بخونید، معادل یه ختم قرآن براتون حساب میكنم، یا اگه افطار روزهداری رو بدید تو ثواب روزهی اون شریكتون میكنم. امام صادق علیهالسلام میفرمایند: هر مؤمنی كه مؤمن دیگری را در هر شب از ماه رمضان افطار دهد، خداوند برای او ثواب كسی را مینویسد كه سی بنده مؤمن را آزاد نموده است و نیز در نزد خداوند برای او یك دعا مستجاب خواهد بود.

ما چند سالی هست كه به بهونه‏ی ماه رمضان دور هم جمع میشیم و یك افطاری، اونم ساده مقابل مسجدمون پخش میكنیم؛ همان‏طور كه ائمه اطهار میفرمایند: افطار دهید حتی با یك خرما. بله خداوند كمك‏مان كرد و 5 سالی با افطاری ساده توفیق اطعام روزهداران را داشتیم و دیگه عادت كردیم سفره افطار ماه رمضون‏مون رو تو مسجد پهن كنیم، خیلیها توفیق داشتند و كمك كردند؛ یكی میاومد و میگفت: تو رو بخدا بدید من چای بریزم، یكی دیگه میاومد و جارو رو برمیداشت و ایستگاه رو تمیز میكرد، یكی اكو و لوازم صوتی ایستگاه رو هماهنگ میكرد، یكی چای دم میكرد و یكی ... . خیلیها كمك كردند كم و زیادش فرق نمیكرد ولی كمك كردند.

ماه رمضون امسال خیلی سریع گذشت، خیلی سریعتر از اونی كه براش برنامه ریخته بودیم. وقتی خبر عید فطر رو اعلام كردند بد جوری حال همه‏مون گرفته شد، فكر میكردیم یه روز دیگه میتونیم مهمون این ماه خدا باشیم ولی ... رفت، رفت تا بیاد و میاد. ولی، ولی شاید دیگه نباشیم.

در اینجا لازم میدونم از تمام بانیان خیّر كه حامیان مالی ایستگاه افطار بودند و همچنین كسانی كه حتی یك شبشون رو هم تو منزل افطار نكردند و اطعام روزهداران تشنه و گرسنه رو برخودشون واجب دونستند تشكر كنم و برای بچهها و نوجوانانی كه هر روز كنار ما بودند و دوست داشتند یه كاری انجام بدند، خانوادههایی كه زحمت پخت و پز غذای بعضی شبها رو قبول كرده بودند و از خادم مسجدمون كه همیشه آخرین نفری بود كه از آبدارخونه بیرون میاومد، هم از صمیم قلب آرزوی توفیق روزافزون دارم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات