کاش به تابستان برگردیم!

نویسنده :عباس جبلی
تاریخ:یکشنبه 1 آبان 1390-10:40 ق.ظ

چند سالی است هوا سرد شده! خانه‏ هایی که می‏ سازیم گرما ندارند، دیگر پنجره‏ ها را نمی‏توان بست و درب‏ ها همچنان باز است. خدا می‏ داند با سرما غریبه‏ ای وارد می‏شود یا نه!

کاش کرختی انگشتان مان را حس می‏ کردیم و برایش چاره‏ ای می‏ ساختیم. کاش می‏شد به تابستان برگشت، در زمستان گرگ‏ ها دریده‏ ترند؛ و در این نزدیکی گرگیست!

برف همه چیز را سفید کرده و امید آن است شاید روزی سر از برف بیرون آوریم، و در این نزدیکی گرگیست.

خورشید همچنان پشت ابر است و برف می‏بارد، فریادهایمان صدا ندارد، کاش حبه انگوری انگشتان گرگ را زیر درب می‏دید و درب را باز نمی‏ کرد حال که خانه‏ هایمان درب ندارد چه!؟

کاش کبک‏ ها سر از برف بیرون بیاورند و نیم‏ نگاهی کافیست گرگ‏ها را ببینند...

* * *

بهشت ما اینجاست، جایی که بشود اسلحه ‏ای ساخت برای کودکی که دوست دارد دفاع کند ولی نمی‏ داند دشمنش کیست و کجاست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic